شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه
خاقانی شروانیشب روان در صبح صادق کعبه جان دیده اند
صبح را چون محرمان کعبه عریان دیده اند
از لباس نفس عریان مانده چون ایمان و صبح
هم به صبح از کعبه جان روی ایمان دیده اند
در شکر ریزند ز اشک خوش که گردون را به صبح
همچو پسته سبز و خون آلود و خندان دیده اند
وادی فکرت بریده محرم عشق آمده
موقف شوق ایستاده کعبه جان دیده اند
روز و شب دیده دو گاو پیسه در قربانگهش
صبح را تیغ و شفق را خون قربان دیده اند
خوانده اند از لوح دل شرح مناسک بهر آنک
در دل از خط ید الله صد دبستان دیده اند
نام سلطان خوانده هم بر یاسج سلطان از آنک
دل علامت گاه یاسج های سلطان دیده اند
از کجا برداشته اول ز بغداد طلب
