رباعی شمارهٔ ۱۵۶
خاقانی شروانیتا زخم مصیبت دل خاقانی آزرد
از ناله او جهان بنالید به درد
از بس که طپانچه زد فرا روی چو ورد
روش چو فلک کبود و چون مه شد زرد
تا زخم مصیبت دل خاقانی آزرد
از ناله او جهان بنالید به درد
از بس که طپانچه زد فرا روی چو ورد
روش چو فلک کبود و چون مه شد زرد