شمارهٔ ۳۵۱ - در هزل
خاقانی شروانیاهل بغداد را زنان بینی
طبقات طبق زنان بینی
هاون سیم زعفران سایان
فارغ از دسته گران بینی
زعفران سای گشته هاون ها
تنگ چون تنگ زعفران بینی
حقه های بلور سیم افشان
هر دو هفته عقیق دان بینی
غار سیمین و سبزه پیرامن
در برش چشمه روان بینی
ماده بر ماده اوفتان دو به دو
همچو جوزا و فرقدان بینی
چار بالش چو نقره از پس و پیش
دو رفاده ز پرنیان بینی
چون طبق بر طبق زنند افغان
در طبق های آسمان بینی
کوس کوبی است این نه کس کوبی
که همه عالمش فغان بینی
ای برادر بیا و جلدی کن
جلق می زن چو آنچنان بینی
آب کیرینه رفت و رونق کیر
تا علمشان بدین نشان بینی
بس کن این هزل چیست خاقانی
که ز هزل آفت روان بینی
گر به نقش زنان فرود آیی
همچو نقش زنان زیان بینی
