شمارهٔ ۱۵۱
کوهیجوهر آمد جان و جسم ما عرض
عشق جوهر جمله اشیاء عرض
بحر جان را بی سرو پا یافتم
بحر جوهر دان کف دریا عرض
نقد الا جوهر آمد جان پاک
کی توان گفتن که جوهر یا عرض
کی عرض قایم بود در یک زمان
گر نباشد ذات جوهر ها عرض
کوهیا دانی که جوهر ظاهر است
هر زمان پنهان و پیدا با عرض
