بخش ۲۱ - در بیان کشتن رام دیوان را و خلاص کردن زاهدان را از آفتشان
ملا مسیح پانیپتیبه تخت آسمان چون شاه خاور
ز فتح دیو شب کج ماند افسر
طلسم انگیز دیوان فسون ساز
ز هر سو جادویی کردند آغاز
به جای طاعت از تأ ثیرافسون
روان شد جویها از ریم و ز خون
زمین از فتنه شوریده زم ان نیز
همی بارید آتش آسمان نیز
چو رام آن فتنه دید از شر دیوان
به فوج دیو بر زد تیر باران
ز تیر رام فوج دیو بشکست
ز بارانش غبار فتنه بنشست
سپاه دیو زاد آخر زبون شد
لوای کید ایشان سرنگون شد
روارو در سپاه دیو افتاد
سپاه آمد به رزم رام ایستاد
خدنگ آتشین انداخت جانسوز
چو تیره آه مظلومان جهان سوز
ز تیرش دیو تیره جمله تن سوخت
شهاب رام شخص اهرمن سوخت
مهادیوی یقین شد رام خوش کام
