بخش ۴۶ - رفتن رام به شکار آهو و فرستادن سیتا، لچمن را برای خبر رام خواه ناخواه
ملا مسیح پانیپتیهمی رفت آهوی زرین جهیده
گهی پیدا و گه پنهان ز دیده
شده ماریچ آهو رام صیاد
به نزدیکی به دامش در نیفتاد
بدینسان برد زانجا چند فرسنگ
شد آخر از خدنگ رام دلت نگ
چو آهو را ز تن از تیر جان رفت
به مردن نام لچمن بر زبان رفت
پس از مردن شد آهو صورت دیو
شناسا گشت صیادش از آن ریو
ز آوازش پری را در دل افتاد
که خواند رام لچمن را به فریاد
همانا شد زبون از دست دشمن
از آن خوانده پی امداد لچمن
به لچمن گفت رو شو زو خبردار
مبادا رام یابد از کس آزار
