قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در مدح مرتضی نظام شاه پادشاه دکن
محتشم کاشانیای دهر پیر عیش ز سر گیر کاسمان
مهد زمین سپرد به دارای نوجوان
ای چرخ خوش بگرد که خوش بی درنگ گشت
دوران به کام شاه جوان بخت کامران
ای دور پای بر سر اندوه زن که زد
عیش ابد صلا به خدیر جهان سنان
خرم شو ای بسیط زمین کاین بساط شد
موکب نشین خسرو آخر زمانیان
جمشید مصطفی سیر مرتضی لقب
باج سر جهان سر چندین خدایگان
یعنی ولی والا اعظم نظام شاه
شاه یگانه ناظم منظومه زمان
صاحب نگین تاج ور مملکت گشا
مسندنشین تخت ده پادشه نشان
شاهنشهی که خطبه فرماندهی چه خواند
