بخش ۱۰ - رزم لشکر ارژنگشاه با زرفام گوید
عثمان مختاریبجنبید لشکر چه دریای چین
دمیدند در دم گره بر جبین
خروشیدن سنج و شیپور و کوس
همی گفت بر نامداران فسوس
وزین روی جمهور و هیتال شاه
کشیدند لشکر سوی رزمگاه
برانگیخت زرفام فیلش ز جای
برآمد غو طیل و آوای نای
ز بس کز دو رویه برآمد خروش
شد از جوش دریای بی بن خموش
تو گویی بدرید گوش سپهر
درافتاد از طاق فیروزه مهر
ز بیم دم تیغ الماس رنگ
جگر آب شد در درون نهنگ
ز بس خون فرو ریخت روز نبرد
نه برخاست ز آن دشت تا حیزه گرد
به چشم دلیران و مردان جنگ
فزون از مژه بود تیر خدنگ
شکست از سوی شاه ارژنگ بود
سه روز اندرون رزمگه جنگ بود
فتاده تن نامداران بخاک
سر و پشت و پهلو به شمشیر چاک
