بخش ۸۲ - جواب نامه نوشتن فرانک به شهریار گوید
عثمان مختاریچنین پاسخ نامه شیر کرد
به نامه درون مکر و تدبیر کرد
که ای نامور شیر آشفته خوی
به من بر ازین کین مکن تفته روی
مرا با تو خود آرزو جنگ نیست
چنان دان که دربند ارژنگ نیست
چو رفتی به نه بیشه ای نامدار
برآورد بهزاد بابم بدار
من از درد بهزاد گشتم غمین
وگرنه نبودم من از شه به کین
گرفتم من از درد ارژنگ را
نیازردم آن شاه با هنگ را
که گر پهلوان آید از راه باز
نشیند دگر شاه با گاه باز
وگر آنکه ناید ازین راه نیو
شود کشته در دست مضراب دیو
