بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید
عثمان مختاریچه از ساز آن باره پرداخت زال
طلب کرد منشی فرخنده فال
بدو گفت زال ای پسندیده پیر
یکی نامه بنویس بر دل پذیر
بر پور بیژن یل نامدار
به سوی خراسان چو باد بهار
جهان جوی یل سرفراز ارده شیر
که بیم از دم تیغ او برده شیر
که آید به یاری به نزدیک من
کند روشن این جان تاریک من
یکی زی سرافراز رهام شیر
که او مانده از تخم گودرز پیر
که اکنون بود گرد در ملک ری
جهان جوی رهام فرخنده پی
یکی نامه دیگر ابا صد فسوس
به البرز که سوی فیروز طوس
یکی هم سوی گرد گرگین فرست
یک زی سپهدار ژوبین فرست
