الحمدلله صانع العالم بغير آلة
الحمدلله صانع العالم بغیر آلة العالم بکل خطرة و قطرة و قالة و حالة المنزه عن کل صفة ینطرق الیها جواز و استحاله الملک فلیس لأحد أن یخالف حکمه و مثاله اشعر بالهیته و اضح الدلاله و شه
۴ شعر از جلال الدین محمد مولوی
الحمدلله صانع العالم بغیر آلة العالم بکل خطرة و قطرة و قالة و حالة المنزه عن کل صفة ینطرق الیها جواز و استحاله الملک فلیس لأحد أن یخالف حکمه و مثاله اشعر بالهیته و اضح الدلاله و شه
آورده اند که قصابی گوشت به نسیه دادی و کودکی نویسنده داشت بر دکان فرمودی که بنویس که فلان چندین برد پیش فلان چندین است روزی مرغ مردار خوار از هوا در پرید و یکپاره گوشت بربود گفت ای
بسم اتفاق مفسران است که اینجا مضمری هست که عرب به حرف با ابتدا نکنند اما اختلاف است میان مفسران که آن مضمر چیست گویند که آن مضمر امر است از حق تعالی که ای بنده من چون پناه میگیری ا
ملکا و پادشاها آتش های حرص ما را به آب رحمت خویش بنشان جان مشتاقان را شراب وحدت بچشان ضمیر دل ما را به انوار معرفت و اسرار وحدت منور و روشن دار دام های امید ما را که در صحرای سعت ر