بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن
جلال الدین محمد مولویتن قفس شکل است تن شد خار جان
در فریب داخلان و خارجان
اینش گوید من شوم هم راز تو
وآنش گوید نی منم انباز تو
اینش گوید نیست چون تو در وجود
در جمال و فضل و در احسان و جود
آنش گوید هر دو عالم آن تست
جمله جانهامان طفیل جان تست
او چو بیند خلق را سرمست خویش
از تکبر می رود از دست خویش
او نداند که هزاران را چو او
دیو افکنده ست اندر آب جو
لطف و سالوس جهان خوش لقمه ای ست
کمترش خور کان پر آتش لقمه ای ست
آتشش پنهان و ذوقش آشکار
دود او ظاهر شود پایان کار
تو مگو آن مدح را من کی خورم
از طمع می گوید او پی می برم
