بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند
جلال الدین محمد مولویموسی و فرعون معنی را رهی
ظاهر آن ره دارد و این بی رهی
روز موسی پیش حق نالان شده
نیمشب فرعون هم گریان بده
کین چه غلست ای خدا بر گردنم
ورنه غل باشد کی گوید من منم
زانک موسی را منور کرده ای
مر مرا زان هم مکدر کرده ای
زانک موسی را تو مه رو کرده ای
ماه جانم را سیه رو کرده ای
بهتر از ماهی نبود استاره ام
چون خسوف آمد چه باشد چاره ام
نوبتم گر رب و سلطان می زنند
مه گرفت و خلق پنگان می زنند
می زنند آن طاس و غوغا می کنند
