بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست
جلال الدین محمد مولوینقش درویشست او نه اهل نان
نقش سگ را تو مینداز استخوان
فقر لقمه دارد او نه فقر حق
پیش نقش مرده ای کم نه طبق
ماهی خاکی بود درویش نان
شکل ماهی لیک از دریا رمان
مرغ خانه ست او نه سیمرغ هوا
لوت نوشد او ننوشد از خدا
عاشق حقست او بهر نوال
نیست جانش عاشق حسن و جمال
گر توهم می کند او عشق ذات
ذات نبود وهم اسما و صفات
وهم مخلوقست و مولود آمدست
حق نزاییده ست او لم یولدست
عاشق تصویر و وهم خویشتن
کی بود از عاشقان ذوالمنن
عاشق آن وهم اگر صادق بود
آن مجاز او حقیقت کش شود
شرح می خواهد بیان این سخن
لیک می ترسم ز افهام کهن
فهمهای کهنه کوته نظر
صد خیال بد در آرد در فکر
