بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد
جلال الدین محمد مولویآن شنیدی داستان بایزید
که ز حال بوالحسن پیشین چه دید
روزی آن سلطان تقوی می گذشت
با مریدان جانب صحرا و دشت
بوی خوش آمد مر او را ناگهان
در سواد ری ز سوی خارقان
هم بدانجا ناله مشتاق کرد
بوی را از باد استنشاق کرد
بوی خوش را عاشقانه می کشید
جان او از باد باده می چشید
کوزه ای کو از یخابه پر بود
چون عرق بر ظاهرش پیدا شود
آن ز سردی هوا آبی شدست
از درون کوزه نم بیرون نجست
باد بوی آور مر او را آب گشت
