بخش ۱۰ - امر الهی به ملائکه به سجده حضرت آدم و معنی عبودیت و وظیفه آن - ملا احمد نراقی | ناهیدبخش ۱۰ - امر الهی به ملائکه به سجده حضرت آدم و معنی عبودیت و وظیفه آن
ملا احمد نراقیچونکه آدم را خداوند مجید
در زمین بهر خلافت آفرید
حکم فرمان آمد از رب ودود
تا ملایک جمله آرندش سجود
از پس فرمان ملایک اجمعین
سر نهادند از اطاعت بر زمین
کی خدا محکوم فرمان توایم
آنچه گویی آن کنیم آن توایم
سجده آدم چه باشد آن کنیم
گر بگویی سجده شیطان کنیم
زامر حق گر سجده آری بهر کس
مشرک نبود بلکه توحید است و بس
شرک آن باشد که با فرمان رب
سر و لم جویی و پرسی از سبب
بنده ایم و پیشه ما بندگی است
بندگان را با سببها کار نیست
جز که فرموده است مولی خدمتی
چون سبب جویی تو بنده نیستی
دیده بگشا پس ببین خود کیستی
بنده آن نبود که مخلوق است و بس
اسب و استر را نگوید بنده کس
هر کسی گر بنده بودی پس چرا
ای که جانتان شد رها از دست دیو
ای که شد دلتان رها از مکر و ریو
شاد و خرم در بهشتم پا نهید
آن شود داخل که در بیرون بود
آنکه داخل هست داخل چون شود
پس نه هر کس بنده باشد ای پسر
بنده آن باشد که بند خویش نیست
جز رضای خواجه اش در پیش نیست
گر ببرد خواجه او را پا و دست
دست دیگر آورد کاین نیز هست
ور کشد تیغ او کشد گردن درست
یعنی اینک گردنم در حکم توست
نی ز خدمت مزد خواهد نی عوض
نی سبب جوید ز امرش نی غرض
گر بگوید چاکر این باش و آن
برزند از بهر خدمت او میان
همچو آن روحانیان کز امر رب
سجده کردند و نگفتند از سبب
گشته جمله پس به فرمان جلیل
می نویسد نیک و زشت کارشان
آن نماز و روزه شان بالا برد
آن یکی را پاسبانی منصب است
پاسبان جانشان روز و شب است
مهر و مه را از زمین بیرون کشد
ابر را آن یک به دریا می کشد
می دهد آب و به بالا می کشد
ابر را آن یک به صحرا می برد
دانه در خاک آن دگر می پرورد
در بیابان آن یکی شد رهنما
وان دگر آمد به دریا ناخدا
آن یکی شد بادران آن بادگان
آن یکی بهمن شد و بهرام آن
شد محقق این و آن در اندرون
تا نگردد قسمتی کم یا فزون
شیر را سازد سفید آن یک دگر
آن موکل شد بر آب آن یک به باد
بستن آمد کار این آن را گشاد
این یکی حمال باد و خاک شد
همچنین هر یک از آن روحانیان
زان میان شیطان که خاکش بر دهن
من از آن خاکی نسب بالاترم
او ز خاک پست و من از آذرم