بخش ۱۴ - رجوع به داستان گرگ و خر و ذلت عاقبت طمع کاری
ملا احمد نراقیالغرض آن خر به صحرا اوفتاد
دیده حسرت به هر سو می گشاد
ناگهان گرگی ز گرد ره رسید
اندر آن صحرا خری افتاده دید
نعره شادی برآورد از جگر
کای دو دیده طالع میمون نگر
کوکبت اکنون برآمد از وبال
آمد اینک روزی پاک و حلال
شاد زی ای بخت میمون شاد زی
از تهی دستی کنون آزاد زی
هم از این خر میخور و هم مایه کن
دورش از چشم بد همسایه کن
آمد از حرص و شره نزدیک خر
کرده دندان تیز و خواهش تیزتر
دیده بگشاد آن خر و دیدش ز دور
بر سر او گشت بر پا نفخ صور
