بخش ۶۸ - در بیان مذمت و نکوهش فلاسفه
ملا احمد نراقیآن یکی گردیده محو فلسفه
خویش را دانا شمرده از سفه
فکر او تحدید اطراف و جهات
کار او تشریح حیوان و نبات
از قدیم آمد جهان یا حادث است
آفریدش یا عرض یا عابثست
بی خبر لیکن ز احکام اله
می نداند جز نمازی گاه گاه
صد دلیل آری پی تجرید نفس
نفس او لیکن به صد زنجیر حبس
طفره باطل می کند در آن و این
خود ولی از طفره است از کار دین
سر خلق ک همی گوید درست
لیک نتواند که ک خویش شست
لیک می فهمد هیولای و صور
از هیولای خود اما بی خبر
نغز می گوید اشارات شفا
مبتلا لیکن به درد بی دوا
از نماز و روزه گر پرسند ازو
خنده آرد زیر لب چین بر برو
کان فلان این را برو از عامه پرس
نه ز من علامه فهامه پرس
