بخش ۸۷ - در بیان کل مامیز تموه با رهامکم فهو مخلوق مثلکم و مردود الیکم
ملا احمد نراقیعلم تو جانا بجز تصویر نیست
خود ببین تصویر جز تأثیر چیست
خود خیالت می تراشد صورتی
سازد آن را بهر فهمت آلتی
خود تراشیده کجا یزدان بود
خاک عالم بر سر نادان بود
غیر صورت نیست فهمت ای ظریف
چیست صورت غیر مخلوقی ضعیف
هیچ در خارج تو دیدی جان من
صاحب آن صورت جانان من
چون ندیدی آن اثر را وهم دان
کار دست وهم را خالق مخوان
آنچه در ذهن تو آید ای فتی
هست مخلوقی چو تو بی دست و پا
بلکه از تو پست تر صد مرحله
هیچکس او را نگیرد چلمله
چون نه او را کردی از کس انتزاع
بلکه خود کردیش از وهم اختراع
نیست او را بازگشتی در برون
بازگشتش هست وهم واژگون
خاک را نسبت کجا با روح پاک
