بخش ۱۱۷ - مطلع شدن شیخ فقیه از عمل و قول آن شوریده
ملا احمد نراقیگفت با وی از پس صد اعتذار
کی وجودت گلشن دین را بهار
گر کژی گفتم تورا نشناختم
با زبردستی قماری باختم
گفت ای شیخ این کژیها راست باد
جان فدای آنکه یار ماست باد
تا به فکر این کژی و راستی
باشی ای جان راستی ناراستی
از کژی و راستی ما کاستیم
با کج و با راست ما خود راستیم
آنچه می گویی گر از بهر خداست
هرچه خواهی گو چه کج باشد چه راست
گر سخن با یاد یار دلکش است
گو به هر لفظی که خواهی آن خوش است
گو حدیث از آن نگار دلبری
خواه میگو تازی و خواهی دری
در حدیثش فی اللیالی الصافیه
او همی گوید که این شب کوته است
قافیه مندیش فرصت شد ز دست
تا تو در اندیشه وزنی و سجع
سر زند صبح و شود خاموش شمع
قافیه بگذار و بگذر از ردیف
بلکه ای همدم سخن در کار نیست
لفظ هم محرم درین دربار نیست
خوشتر آن باشد که گویی بی سخن
اندرین خلوت سخن بیگانه است
وضع الفاظ از پی افسانه است
چون تو افسانه بخوانی لفظ چیست
یار ما در بند سجع و لفظ نیست
بلکه بگذر ای صفایی از زبان
کاندرین محفل زبان نامحرم است
زین سبب از این حکایت ابکم است
چون به این محفل رسی ای هوشمند
هم زبان کن مهر و هم لب را ببند
این زبان و لب ز جنس عنصر است
این زبان بند مکانست و زمان
وین سخنها زاده این دودمان
هست ما را ای حریفان داستان
داستان از لامکان و لازمان
این زمان و لفظ جسمانی بود
نقل ما زان یار روحانی بود
لفظ از بهر معانی کسوت است
کسوت آن پوشد که او را قامت است
آنچه نی آغاز و نی انجام داشت
کی تواند قامت و اندام داشت
بی سخن کن این معانی را بیان
داستان می گو و لکن بیزبان
آنکه فهمد بی سخن اسرار کو
آنکه فهمد ناله مرغان کجاست
طوطیان در نغمه لیکن در چمن
ای دریغا نیست جز زاغ و زغن
چونکه گوش اهل این مجلس کر است
در چنین مجلس خموشی بهتر است
نیست چون کالاشناسی در میان
این متاع ما نهان به در دکان
چونکه صرافی نه در این چارسو
نقد ما در کیسه پنهان باش گو
جز دو سه کیسه برد حمال کو
گر نباشد آنکه فهمد بی سخن
در نهان دست نگار خویش گیر
گه ز شیرین داستان بنیاد کن
دیده بر خورشید چهرش باز کن
ماه تابان کن ولی اندر یمن
جلوه ده یوسف ولی در انجمن
چون سخن از آن بت حوراوش است
گر پریشان هم بگویم دلکش است
همچنانکه پیش ازین گفتیم فاش
مقصد آن اصل و ره باش آنچه باش
چون به یثرب راه را باشد ختام
خواه رو از نجد و خواهی رو به شام
هم نباشد سعی تو بیمزد اگر
مقصدش هم گر نباشد بر تو فاش
هر خطایی را ولی نبود ثواب
بخش ۱۱۷ - مطلع شدن شیخ فقیه از عمل و قول آن شوریده - ملا احمد نراقی | ناهید