بخش ۱۲۲ - اشاره به حدیث قدسی که فرمود دل دوستان خود را از طینت ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ص آفریده ام
ملا احمد نراقیجان ابراهیم و موسای کلیم
جان عیسی و شه بطحا حریم
هر گلی زان غیرت صد بوستان
عطر گلهایش ز عطرستان جان
نی دی آنجا راه یابد نی خزان
نی ز باد است و نه از برقش زیان
گلشنی بادش نسیم زلف یار
دست قدرت اندر آنجا بازیار
گلشنی آبش ز ینبوع حیات
چار حدش هست بیرون از جهات
دل به عشق او سپار و شاد زی
از همه غمها برون آزاد زی
خیمه زد چون در دلت سلطان عشق
ملک دل گردیده شهرستان عشق
هم هوا زانجا گریزد هم هوس
جز یکی آنجا نیابی هیچکس
نی تو را باشد رضا و نی غضب
نی طرب باشد تو را و نی هرب
آنچه او خواهد همی خواهی و بس
نی هوا باشد تو را و نی هوس
بلکه خواهش از تو بگریزد چنان
