بخش ۱۳۳ - بقیه حکایت حضرت شعیب
ملا احمد نراقیگفت حق چون گریه ات از غم سرشت
نی ز بیم دوزخ و شوق بهشت
نی گریزانی ز آتشهای من
نی گرایی سوی جنتهای من
گریه های های های از بهر چیست
دیده های خونفشان از بهر کیست
کور گشت از گریه چشمانت چرا
لاله گون شد طرف دامانت چرا
خون دل خون گشته ات از یاد کیست
جان ناشاد تو آیا شاد کیست
گفت آوخ گریه ام از شوق توست
گردن من در کمند طوق توست
آتش شوق تو جانم برفروخت
هرچه بود از بیم و امیدم بسوخت
چون مرا در بزم قربت راه نیست
این لبانم لحظه ای بی آه نیست
