بخش ۱۶۴ - حکایت مردی ظالم که عامل اهل بازار بود - ملا احمد نراقی | ناهیدبخش ۱۶۴ - حکایت مردی ظالم که عامل اهل بازار بود
ملا احمد نراقیاندرین ایام اندر شهر کاش
که نگهدارد خداوند از بلاش
بود مردی شغل دیوان کار او
مردم بازار در شیکار او
منصب سالاری بازار داشت
محفل بازاریان را بار داشت
مجمع او راز اهل سوق بود
نیک و بدشان را هم او فاروق بود
بود گلجان اهل آن بازار را
فربهی پنداشت آن آمار را
خواجه چون خواهد سرایی ساختن
خانه ای زیبا و نغز افراختن
موضعی تالار و ایوان می کند
موضع دیگر گلستان می کند
تا بود آن جای خواب و راحتش
تا بود این جای عیش و عشرتش
یکطرف دهلیز و دربند افکنند
عرصه ای را گلشن از رز می کنند
گوشه ای گلجان مبرز می کنند
خاشه و آخان در آنجا ریختن
صفه و مشکوی آن مشکین کنند
کاخ و ایوان را عبیرآگین کنند
همچو مینو ساختن مینا کنند
نیکبختانند در این بوم و بر
لطف حق دارد به ایشان صد نظر
روح صاف آمیخته با درد خاک
خشم و شهوت دامنش را کف زده
وهم و عقل اندر بر هم صف زده
چند شیطان رفته در پیراهنش
آب صافش زین سبب پر لای شد
راست تا چپ آمد و از جای شد
شد کثیف و شد پلیدش اندرون
بهر این مصرف برآورد از میان
لاجرم از ضرب و زور و چوب بند
آن پلیدیها سوی خود می کشند
تا شوند این نیکبختان صاف و خش
پاک گردند از فضول غل و غش
رخت خود تا چشمه کوثر کشند
داشت با بازاریان صد داستان
داشت جنسی کم بها و بس حقیر
جنس خود بی اذن آن ظالم فروخت
داد هم دشنام و هم سیلیش زد
رفت و گفتا می کنم با جان ریش
شکوه ات را با نیای کار خویش
گفت او را سوی من آرید باز
شکوه اش را تا کنم دور و دراز
باز آمد زد بر او مشت و لگد
گفت رو رو شکوه کن با جد خود
نزد جدت رو به این حال و بگوش
تا درآرد کتفهایم را ز دوش
این بگفت و تا سرای خویش رفت
هم در آن شب جسم او را تب گرفت
تب فزون می گشت او را دمبدم
او به پای توبه چسبید و ندم
در گرفتاری چو پور ادهم اند
شانه هایش صبحدم بگرفت درد
پس سیه شد زان سپس آماس کرد
آن ستمگر در فغان و در کراخ
برزمین از درد می نالید ناخ
او همین بارید بر دامن سرشک
کتفهایش را از آن بشکافتند
کتفهایش سر کشیدند از درون
ویله ی آن رفت تا چرخ نگون
از پس صد ویله و صد ویل و وای
جان سپرد و رفت تا دیگر سرای
هان و هان ای بی ادب هشیار باش
هوشیار از گفت ناهنجار باش
گردن شیر است بی پروا مخار
کام طنین است دست آنجا میار
پا منه اینجا که سر می افکنند
دم مزن بیجا که گردن می زنند