بخش ۲۱۶ - در بیان اراده ی ابراهیم ع ذبح فرزند خود اسماعیل را
ملا احمد نراقیای پدر خنجر برآر از آستین
بر زمین بگذار از عجزم جبین
لیکن از من ای نیای مهربان
صد تحیت جانب مادر رسان
پس خدا را سجده و تعظیم کرد
گفت بسم الله خود تسلیم کرد
پس نهادش سر به زانو آن جناب
دست و پایش بست محکم با طناب
دست و پایش بست نه از بیم گریز
نی ز بیم منع و آویز ستیز
بلکه بستن رسم قربانی بود
حرمت درگاه سلطانی بود
بسته زنجیر تسلیم و رضاست
دست و پایش بند تقدیر و قضاست
دست و پایش بسته زنجیر اوست
گردنش را رشته تقدیر اوست
پس سری کز فخر فرقدسای بود
برگرفتش افسر و در خاک سود
جبهه ای بگذاشت پس بر خاک راه
گه زدی صد طعنه بر خورشید و ماه
از سر فرزند خود افسر کشید
