فصل اول - محافظت از اخلاق حمیده
ملا احمد نراقیاز بیرون رفتن از حد اعتدال و معالجات کلیه در ازاله ذمایم اخلاق و احوال از آنچه تخصیص ندارد به بعضی صفات و اعمال و آنچه متعلق است به این منوال و در آن چند فصل است
فصل اول محافظت از اخلاق حمیده
بدان که از برای کسب فضایل صفات و محاسن ملکات ترتیبی است لایق که تجاوز از آن نباید نمود و توضیح این کلام آن است که شکی نیست که هر چه از مرتبه ای به مرتبه دیگر منتقل می شود حرکت می کند از مرتبه اولی به ثانیه و حرکات و افعالی که هر چیزی را از مرتبه نقص به کمال می رساند یا از قدرت و اختیار ما بیرون است و آن را حرکات طبیعیه گویند مانند نطفه که از زمانی که در رحم قرار می گیرد حرکت می کند در اطوار مختلفه تا آنکه به مرتبه حیوانیت می رسد و یا تحت قدرت و اختیار ما است و آن حرکت را حرکت صناعیه گویند مانند چوب خشک که به توسط آلات نجار حرکت می کند در صورتهای متفاونه تا سریر سلاطین ذوالاقتدار می گردد و چون حرکات طبیعیه مستند است به مبادی عالیه و مصادر متعالیه معلوم است که موافق مصلحت و مطابق حکمت است و ترتیب آن اتم و احسن است پس بر آدمی لازم است که در تحریکات صناعیه اقتدا کند به تحریکات طبیعیه و صاحب صناعت متابعت طبیعت را نماید
و چون این معلوم شد می گوییم که چون تهذیب اخلاق و تحصیل فضایل صفات از امور صناعیه است که ما به آن مأموریم پس لازم است که در ترتیب آن پیروی اطفال طبیعت را کنیم و شکی نیست که اول چیزی که از برای طفل به تحریک طبیعت حاصل می شود قوه طلب قوت و غذاست زیرا در رحم مادر از راه ناف غذا را به خود می کشد و قوت خود را می طلبد و چون از این مرتبه حرکت کرد و قوه طلب در آن زیاد شد در وقت غذا خواستن صدا به گریه بلند می کند و پستان مادر را می جوید این ها همه از متعلقات قوه شهویه است پس اولین قوه ای که طبیعت آن را حاصل می کند این قوه است و چون این قوه در آن قوت گرفت و به کمال رسید آثار قوه غضبیه در او پیدا می شود که از خود موذیات را دفع کند و خود را از هلاکت و تلف شدن محافظت نماید اگر چه به استعانت از پدر و مادر یا غیر ایشان باشد چنان که مشاهده می شود که المی که به طفل می رسد به گریه می آید تا دیگران مطلع شده دفع الم نمایند و این قوه قوت می گیرد تا در آن میل برتری بر امثال و اقران و سروری بر دیگران حاصل می شود و این دومین قوه ای است که طبیعت در آدمی می پرورد و بعد از آنکه آثار قوه تمیز و ادراک در او ظاهر می گردد و روز به روز زیاد می شود تا قابل تعلیم علوم و صناعات می گردد در این وقت عمل طبیعت در تدبیر قوی به مرتبه کمال می رسد و ابتدای تکمیل صناعی است یعنی وقتی است که آدمی نفس خود را تکمیل نموده تدبیر قوایی را که طبیعت پرورش داده بنماید و آنها را به کمال رساند پس اگر کوتاهی کند و خود به تکمیل صناعی نپردازد به همین حال باقی خواهد بود و به کمال حقیقی که انسان به جهت آن خلق شده نخواهد رسید زیرا که همه کس متصف به جمیع صفات جمیله و صاحب نفس قدسیه ایجاد نشده که در استعداد مردم اختلافی باشد
