باب چهارم
ملا احمد نراقیو پیش از این دانستی که قوه انسانیه که مدخلیت در صفات و اخلاق دارند چهارند قوه عاقله عامله غضبیه و شهویه و دانستی که کمال قوه عامله انقیاد و اطاعت اوست از برای عاقله در استعمال سایر قوا در اعمال حسنه و عدالت عبارت از آن است و نقص آن در عدم انقیاد است
پس هرگاه سایر قوا به مرتبه کمال باشند عدالت حاصل خواهد بود و هرگاه ناقص باشند عدالت منتفی خواهد بود و تحقق و انتفاء عدالت تابع کمال و نقص سایر قوا است
و عدالت امری است جامع جمیع صفات کمالیه پس از برای کسب عدالت به خصوص کیفیتی خاص و از برای ازاله ضدش که جور است معالجه ای مخصوص نیست و از برای قوه عامله صفات کمالیه مخصوصی که تعلق به سایر قوا نداشته باشد نیست بلکه جمیع صفات مخصوصه از فضایل و رذایل متعلق است یا به قوه عاقله یا غضبیه یا شهویه یا به دو قوه از این قوا یا سه قوه و تفصیل آنها را در چهارم مقام ذکر می کنیم
و از برای عدالت اگرچه طریقه خاصه در اکتساب آن و معالجه مخصوصه از برای ازاله ضد آن نیست و به اکتساب سایر فضایل عدالت حاصل و ازاله بقیه رذایل ضد آن زایل می شود و لیکن خود عدالت چون مستلزم جمیع ملکات فاضله بلکه جامع جمیع است و اشرف فضایل و کمالات است ابتدا شرف و فضیلت آن را هم در یک مقام علی حده بیان می کنیم پس این باب مشتمل است بر پنج مقام به این ترتیب
مقام اول در بیان آنچه متعلق به قوه عامله است که عبارت است از عدالت
مقام دوم در ذکر اخلاق و صفاتی که متعلق است به قوه عاقله
مقام سوم در بیان اخلاق متعلق به قوه غضبیه
