مطلب دوم رذائلی که از جربزه و جهل ناشی می شوند
ملا احمد نراقیدر بیان سایر انواع رذایلی که از دو جنس مذکور یعنی جربزه و جهل بسیط ناشی می شوند و از متعلقات قوه عاقله اند و آن چند صفت رذیله است
صفت اول در بیان جهل مرکب است و آن عبارت است از اینکه کسی چیزی را نداند یا خلاف واقع را بداند و چنان داند که حق را یافته است پس او نمی داند و نمی داند که نمی داند و آن بدترین رذایل است و دفع آن در نهایت صعوبت است
همچنان که از حال بعضی طلبه مشاهده می شود و اطباء ارواح اعتراف به عجز از معالجه اش کرده اند چنانچه اطباء ابدان اقرار کرده اند به عجز از معالجه بعضی مرضهای مزمنه
و از این جهت حضرت عیسی علیه السلام فرمودند که من از معالجه اکمه و ابرص عاجز نیستم ولی از معالجه احمق عاجزم و سبب آن این است که مادامی که آدمی نداند که جاهل است به نقصان خود بر نمی خورد و در صدد تحصیل علم بر نمی آید پس در ضلالت و گمراهی باقی می ماند و علامت این صفت مهلکه و کیفیت شناختن آن آن است که آدمی طایفه ای از مطالب و استدلالات خود را بر جمعی از معروفین به استقامت سلیقه و منزهین از عصبیت و تقلید عرض نموده اگر ایشان او را تصویب نمودند از جهل مرکب بری ء و اگر تخطیه نمودند و او خود مذعن نباشد به این مرض مبتلا خواهد بود و به یک مطلب و یک استدلال اکتفا در شناختن این مرض نمی توان کرد و باعث جهل مرکب و سبب آن یا اعوجاج سلیقه و کجی ذهن است و بهترین معالجات در این صورت آن است که صاحب آن را بدارند بر خواندن علوم ریاضیه از هندسه و حساب زیرا که آنها موجب استقامت ذهن می شود و یا خطایی است که در استدلال نموده در این وقت باید او را بر این داشت که استدلالات خود را موازنه نماید با استدلالات اهل تحقیق از علمای معروفین به استقامت ذهن و ادله خود را عرض کند بر قواعد منطقیه با استقصای تمام تا به خطای خود برخورد و یا سبب آن مانعی است از فهمیدن حق در نفس او مثل تقلید یا عصبیت یا محض حسن ظن به شخصی یا نحو آن و علاج آن این است که سعی و اجتهاد کند در ازاله مانع به نحوی که مذکور خواهد شد
