فصل - معالجه بیماری عجب
ملا احمد نراقیبدان که از برای مرض عجب دو معالجه است یکی اجمالی و دوم تفصیلی
اما معالجه اجمالی این است که پروردگار خود را بشناسی و بدانی که عظمت و کمال و عزت و جلال سزاوار غیر او نیست و معرفت به حال خود هم رسانی و بشناسی که تو به خودی خود از هر ذلیلی ذلیل تر و از هر قلیلی قلیل تری و بجز ذلت و خواری و مسکنت و خاکساری در خور تو نیست پس تو را با عجب و بزرگی چه کار مگر نه این است که آخر تو خود ممکنی بیش نیستی و ممکن به خودی خود عدم محض است و وجود و کمال او و آثار و افعال او همه از واجب الوجود است
ما که ایم اندر جهان هیچ هیچ
چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ
پس کبریا و بزرگی بر اندازه آن است که وجود همه مستند به اوست و کمالات جملگی پرتوی از کمالات بی نهایات او غاشیه بندگی بر دوش جمله کاینات نهاده و طوق ذلت و سرافکندگی را بر گردن همگی انداخته
گر سر چرخ است پر از طوق اوست
ور دل خاک است پر از شوق اوست
دور جهان است به فرمان او
