علاج عجب به عقل و زیرکی
ملا احمد نراقیو اما عجب به عقل و زیرکی خود پس این علامت بی عقلی و بلادت است زیرا که عاقل پیرامون عجب نمی گردد بلکه عقل خود را حقیر می شمارد و اگر در مکانی تدبیر صوابی از او ظاهر شد یا به امر پنهانی برخورد آن را از جانب خدا می داند و بر آن شکر می کند
و بدترین اقسام عجب عجب به رأی و تدبیری است که از او ظاهر شود و در نزد ارباب عقل و هوش خطا باشد ولی در نظر صاحبش از راه جهل مرکب صواب و درست نماید و گمراهی و ضلالت جمیع اهل بدعت و ضلال و طوایفی که مذاهب فاسده و آراء باطله را اختیار کرده اند به این سبب است و اصرار و پایداری ایشان بر این رأی و مذهب به جهت عجبی است که به آن دارند و به این جهت به مذهب خود افتخار می نمایند و بدین جهت امم بسیار و طوایف بی شمار هلاک شدند چون آراء مختلفه پیدا کردند و هر یک به رأی خود معجب بودند و کل حزب بما لدیهم فرحون و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده است که این نوع عجب غالب خواهد شد بر اهل آخرالزمان از این امت و علاج این از علاج سایر انواع صعب تر است زیرا که صاحب آن از خطای خود غافل و به غلط خود جاهل است و الا هرگز آن را اختیار نمی کرد و کسی که خود را مریض نمی داند چگونه در صدد معالجه خود برمی آید و چون عجب به رأی خود دارد گوش به حرف دیگران نیز نمی کند بلکه ایشان را محل تهمت می داند
و علاج فی الجمله این مرض آن است که آدمی ذهن خود را متهم شمارد و تا مادامی که آدمی حجتی قاطع از عقل یا شرع در دست نداشته باشد به رأی خود مطمین و مغرور نگردد و شناخت ادله قطعیه از شرع و عقل و مواضع سهو و خطای در براهین و قضایا موقوف است بر عقل کامل و قریحه مستقیمه با سعی تمام و مزاولت قرآن و حدیث و مصابحت اهل علم و با این همه باز آدمی از غلط و خطا ایمن نیست و صواب آن است که آدمی افکار فاسده و مذاهب باطله را تتبع ننمایند و در آنها خوض نکند و قدم از قدم خانواده وحی و رسالت برندارد
