عدالت و فضیلت آن
ملا احمد نراقیو مخفی نماند که ضد ظلم به این معنی عدالت به معنی اخص است و آن عبارت است از بازداشتن خود از ستم به مردمان و دفع ظلم دیگران به قدر امکان از ایشان و نگاهداشتن هر کسی را بر حق خود
و همچنان که اشاره به آن شده غالبا مراد از عدالتی که در اخبار و آیات ذکر می شود این معنی است و شرافت این صفت از حیز وصف بیرون و فضیلت آن از حد شرح و بیان افزون است تاجی است وهاج که تارک مبارک هر پادشاهی به آن مزین گشت به منصب والای ظل اللهی سرافراز می گردد و خلعتی است پرقیمت که قامت هر سلطانی به آن آراسته شد از میان همه خلایق به مرتبه جلیله عالم پناهی ممتاز می شود و در دار الضرب عنایت پروردگار این سکه مبارکه را به نام نامی هر نامداری زدند تا قیام قیامت نام نیک او زینت بخش صفحه روزگار و در دفتر خانه مکرمت آفریدگار این توقیع وقیع را به اسم سامی هر کامکاری رقم کردند ابد الدهر اسم همایون او دره التاج تارک سلاطین ذوی الاقتدار است
و چگونه شرافت صفتی را بیان توان نمود که انتظام نظام بنی نوع انسان که اشرف انواع اکوان است به آن منوط و قوام سلسله هستی بنی آدم که افضل ابنای عالم است به آن مربوط چه حضرت خداوند متعال و پادشاه لم یزل و لا یزال عز شأنه و عظم سلطانه چون به معماری قدرت کامله و سرکاری حکمت شامله در مرز و بوم عالم امکان شهرستان هستی را بنا نهاد و به محصلی امر کن صحرانشینان بادیه عدم را به آنجا کوچانید هر طایفه را در جهتی و هر قومی را در محلی جای داد و در محله بالا هفت گنبد لاجوردی سموات سبع را افراشته خیل افلاکیان را در آنجا مقام فرمود و در محله سفلی خانه هفت طبقه ارضین را بنا کرده فرقه خاکیان را در آنجا سکنی داده و به جهت بنی نوع انسان که با هر دو طایفه آشنا و مربوط و با هر دو فرقه منسوب و مخلوط است محله وسطی را تعیین و در آنجا از عناصر اربع درهای چهار باغ گذارد صحن و ساحت ربع مسکون و چهار جوی دریاچه سبعه ابحر را طرح ریخته آدم أبو البشر را با ایل و الوس به آنجا فرستاد و جمله مادیات را به خدمت ایشان مأمور ساخت خورشید درخشان را به رتبه خوان سالاری سرافراز و ماه تابان را به منصب مشعلداری ممتاز ابر آزادی را راویه سقایی بر دوش نهاد و باد بهاری را جاروب فراشی به دست داد
