فصل - رضا بر قضا و مقدرات الهی
ملا احمد نراقیضد سخط رضا است و آن عبارت است از ترک اعتراض الهیه در باطن و ظاهر قولا و فعلا و صاحب مرتبه رضا پیوسته در لذت و بهجت و سرور و راحت است زیرا تفاوتی نیست در نزد او میان فقر و غنا راحت و عنا بقا و فنا عزت و ذلت مرض و صحت و موت و حیات و هیچ یک از اینها بر دیگری در نظر او ترجیح ندارد و هیچ کدام بر دل او گران نیست زیرا که همه را صادر از خدای تعالی می داند به واسطه محبت حق که بر دل او رسوخ نموده بر همه افعال او عاشق است و آنچه از او می رسد بر طبع او موافق است و می گوید
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
بو العجب من عاشق این هر دو ضد
ناخوش او خوش بود بر جان من
جان فدای یار دل رنجان من
ما سر نکشیم از قدم یار صفایی
تیغ آید اگر در قدم او بسر ما
در آثار وارد است که یکی از ارباب رضا سن او به هفتاد سال رسید و در این مدت نگفت که کاش فلان چیز بودی و فلان نبودی یکی از بزرگان را گفتند که از آثار رضا در خود چه می یابی گفت در من بویی از رضا نیست و با وجود این هرگاه خدای تن مرا پل جهنم سازد و خلق اولین و آخرین را از آن بگذراند و همه را داخل بهشت کند و مرا به جهنم افکند و جهنم را از من پرگرداند به حکم او راضیم و به قسمت او خشنودم و هرگز به خاطرم نمی گذرد که کاش چنین نبودی و چرا نصیب من این شد و قسمت دیگران آن
