راههای لقاء و مشاهده و وصال حضرت حق
اول جمال او زیرا هر چه کمال جمال او بیشتر لذت نظر به او بالاتر است دوم محبت و دوستی به او زیرا که هر چه محبت عاشق بالاتر و عشق او افزونتر است لذت بهجت او از وصال اقوی و اتم است سوم...

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادیالثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
اول جمال او زیرا هر چه کمال جمال او بیشتر لذت نظر به او بالاتر است دوم محبت و دوستی به او زیرا که هر چه محبت عاشق بالاتر و عشق او افزونتر است لذت بهجت او از وصال اقوی و اتم است سوم...
و اما آنچه دلالت می کند بر آنچه گفتیم که رجاء و امیدواری به رحمت و مغفرت باید بعد از طاعت و عبادت باشد و بدون آن غرور و حماقت است از آیات و اخبار بی حد و نهایت است چنانکه حق سبحانه...
و مخفی نماند که صفت زهد یکی از منازل راه دین و بالاترین مقامات سالکین است پروردگار عالم جل شانه در کتاب کریم خود می فرماید ولا تمدن عینیک الی ما متعنا به أزواجا منهم زهرة الحیوة ال...
صفت یازدهم سخن چینی و نمامی و مفاسد آن و این رذل ترین افعال قبیحه و شنیع ترین همه است و صاحب این صفت از جمله اراذل ناس و خبیث النفس است بلکه از کلام الهی مستفاد می شود که هر سخن چی...
پس هر که را از اندک هوشی بوده باشد و دشمن نفس خود نباشد بر او لازم است سعی در استیلای قوه عقلیه و جد و جهد در استیفای سعادت ابدیه و صرف وقت در تحصیل صفات جمیله و دفع اخلاق رذیله و ...
طایفه هفتم سلاطین و حکام و صاحبان امر و نهی اند و فریفتگان و مغرورین ایشان نیز بسیار است و لیکن آنچه اکثر ایشان به آن فریب می خورند صفت عدالت و نیکنامی است بیان این مطلب آن است که ...
صفت هشتم سوء ظن و بددلی است به خدا و خلق و این صفت رذیله نتیجه جبن و ضعف نفس است زیرا که هر جبان ضعیف النفسی هر فکر فاسدی که به خاطرش می گذرد و به قوه واهمه او درمی آید اعتقاد می ک...
و مخفی نماند که مدارا نیز نزدیک به رفق است و مدارا عبارت از آن است که ناگواری که از کسی به تو رسد محتمل شوی و به روی خود نیاوری و این از جمله صفاتی است که آدمی را در دنیا و آخرت به...
و آیات و اخباری که در شرافت علم و فضیلت آن و وجوب تحصیل آن رسیده بیش از آن است که بتوان در یک مقام جمع نمود و لیکن ما بعضی از آنها را ذکر می کنیم پروردگار عالم جل شأنه می فرماید ان...
و مخفی نماند که آنچه ذکر شد شرایط و آداب آن کسی بود که امر به معروف و نهی از منکر می نماید و اما کسی را که باید امر و نهی کرد شرط او در غالب آن است که عاقل و بالغ باشد بلی در بعضی ...
صفت سیم شرک است و آن عبارت است از اینکه غیر از خدا دیگری را هم مصدر امری و منشأ اثری داند و چنان داند که از غیر پروردگار هم کاری متمشی می شود پس اگر به عقیده آن غیر را بندگی و عباد...
بهار آمد کنون جانا قفس را خیز و در بگشا چو بگشادی ترحم کن مرا هم بال و پر بگشا خبر دارد ز حال می کشان چون محتسب ساقی در میخانه را بر روی ایشان بی خبر بگشا کمر در خدمتت بستند یاران ...
ای دل اگر این یار دمی یار تو باشد شاهنشهی هردو جهان عار تو باشد یکدل نشنیدیم که مفتون تو نبود یک سینه ندیدیم که بی خار تو باشد روزی بشمارد گرت از خیل غلامان صد یوسف آزاد خریدار تو ...
دانی که یار حاجت ما کی روا کند چون تیغ را به گردن ما آشنا کند دی داد پیر میکده فتوی که لازم است بی عشق هرکه کرده نمازی قضا کند ای پیک کوی یار به صیاد ما بگوی بهر خدا مرا بکشد یا ره...
عشاق تو جز دیده خونبار نخواهند غیر از دل آزرده افکار نخواهند فریاد که این درد مرا کشت که آن دوست با من نکند مهر که اغیار نخواهند ای بوالهوسان دور شوید از من مسکین مردان دهش رونق با...
از راه وفا گاه ز ما یاد توان کرد گاهی به نگاهی دل ما شاد توان کرد صید دل من لایق تیغ تو اگر نیست از بهر خدا آخرش آزاد توان کرد عالم مگر از ناله به رحم آورم ای دل فریاد چه با خوی خد...
به این امید دادم جان که روزی بلکه یار آید که جان بهر نثار راهش آن روزم به کار آید مکن از گریه ی شام و سحر منع من ای همدم که اشک از چشم من در هجر او بی اختیار آید شراب ارغوانی نوش و...
ای کاش شب تیره ما را سحری بود تا در سحر این ناله ما را اثری بود آزادی ام از دام هوس نیست ولیکن صیاد مرا کاش به صیدش گذری بود یک دیده گشودیم به روی تو و بستیم چشم از دو جهان و چه مب...
ترسم نشده غوره انگور خزان آید یا می نشده انگور ماه رمضان آید زاهد که کند منعم از رفتن میخانه با ساده رخی هر شب آنجا به نهان آید گر اشک روانم نیست زآن است که می ترسم از دل غم او بیر...
شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار وقت غم بگذشت ساقی خیز و ساغر را بیار شیوه ی دین داری و عقل است یاران را قرین می کشی و عشق بازی و جنون ما را شعار عاشقان و کوی یار و میکده نعم ...
این خانه ی دل خراب بهتر وین سینه ز غم کباب بهتر دستار و ردا و جبه ی من اندر گرو شراب بهتر اوراق کتاب دانش من شستن همه را به آب بهتر گفتی که ز غم به خواب بینی پس کار همیشه خواب بهتر...
در سر افتاده ست شوق باده ام چون کنم در دام زهد افتاده ام ساده لوحم همگنان دانند و من در پی مه طلعتان ساده ام هوش خواهد از من و من عقل و هوش در خراباتی گرو بنهاده ام از محبت می کنند...
تاراج کنی تا چند ای مغبچه ایمان ها کافر تو چه می خواهی از جان مسلمان ها تیری به من افکندی ای طرفه کز آن یک تیر در هر بن موی من پنهان شده پیکان ها ای خضر مبارک پی بنمای مرا یاری سرگ...
همچو بلبل گر من بی دل زبانی داشتم روز وصل از شام هجران داستانی داشتم در به روی من چنین محکم مبند ای باغبان پیش از این من هم به اینجا آشیانی داشتم از پس عمری مرا خواندی و آن هم با ر...