قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷
ناصرخسرو قبادیانیچونکه نکو ننگری جهان چون شد
خیر و صلاح از جهان جهان چون شد
هیچ دگرگون نشد جهان جهان
سیرت خلق جهان دگرگون شد
جسم تو فرزند طبع و گردون است
حالش گردان به زیر گردون شد
تو که لطیفی به جسم دون چه شوی
همت گردون دون اگر دون شد
چون الفی بود مردمی به مثل
چونک الف مردمی کنون نون شد
چاکر نان پاره گشت فضل و ادب
علم به مکر و به زرق معجون شد
زهد و عدالت سفال گشت و حجر
جهل و سفه زر و در مکنون شد
ای فلک زود گرد وای بران
کو به تو ای فتنه جوی مفتون شد
