قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹
ناصرخسرو قبادیانیآن کن ای جویای حکمت کاهل حکمت آن کنند
تا بدان دشوارها بر خویشتن آسان کنند
جز که در خورد خرد صحبت ندارند از بنه
بر همین قانون که در عالم همی ارکان کنند
طاعت ارکان ببین مر چرخ و انجم را به طبع
تا به طاعت چرخ وانجم شان همی حیوان کنند
چرخ را انجم به سان دست های چابک اند
کز لطافت خاک بی جان را همی با جان کنند
دست های آسمان اند این که با این بندگان
آن خداوندان همی احسان ها الوان کنند
چشمهای عالمند اینها که چون در خاک خشک
بنگرند او را همی پر در و پر مرجان کنند
این شگفتی بین که در نیسان ز بس نقش و نگار
خاک بستان را همی پر زینت نیسان کنند
