قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳
ناصرخسرو قبادیانیبهار دل دوستدار علی
همیشه پر است از نگار علی
دلم زو نگار است و علم اسپرم
چنین واجب آید بهار علی
بچن هین گل ای شیعت و خسته کن
دل ناصبی را به خار علی
از امت سزای بزرگی و فخر
کسی نیست جز دوستدار علی
ازیرا کز ابلیس ایمن شده است
دل شیعت اندر حصار علی
علی از تبار رسول است و نیست
مگر شیعت حق تبار علی
به صد سال اگر مدح گوید کسی
نگوید یکی از هزار علی
به مردی و علم و به زهد و سخا
بنازم بدین هر چهار علی
