قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷
ناصرخسرو قبادیانیمردم اگر این تن ساسیستی
جز که یکی جانور او کیستی
جانوران بنده ش گشتی اگر
مردم تو جوهر ناریستی
رمز سخن های من ار دانیی
قول منت مژده به شادیستی
وعده نبودیش به ملک ابد
گر گهرش گوهر فانیستی
نعمت باقی نرسیدی بدو
گر نه از این جوهر باقیستی
مایه اگر چرخ و طبایع بدی
هیچ نه زادی کس و نه زیستی
گر تو تن خود را بشناسیی
نیز تو را بهتر ازین چیستی
خویشتن خود را دانستیی
گرت یکی دانا هادیستی
گر خبرستیت که تو کیستی
