بخش ۱۸ - سروج، فرات، منبج، حلب
ناصرخسرو قبادیانیشنبه دویم رجب سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه به سروج آمدیم و دویم روز از فرات بگذشتیم و به منبج رسیدیم
و آن نخستین شهریست از شهرهای شام اول بهمن ماه قدیم بود و هوای آن جا عظیم خوش بود هیچ عمارت از بیرون شهر نبود و از آنجا به شهر حلب رفتم
از میافارقین تا حلب صد فرسنگ باشد حلب را شهر نیکو دیدم باره ای عظیم دارد ارتفاعش بیست و پنج ارش قیاس کردم و قلعه ای عظیم همه بر سنگ نهاده به قیاس چند بلخ باشد همه آبادان و بناها بر سر هم نهاده
و آن شهر باجگاهست میان بلاد شام و روم و دیار بکر و مصر و عراق و از اینهمه بلاد تجار و بازرگانان آنجا روند چهار دروازه دارد باب الیهود باب الله باب الجنان باب انطاکیه و سنگ بازار آنجا رطل ظاهری چهار صد و هشتاد درم باشد و از آنجا چون سوی جنوب روند بیست فرسنگ حماة باشد و بعد از آن حمص و تا دمشق پنجاه فرسنگ باشد از حلب و از حلب تا انطاکیه دوازده فرسنگ باشد و به شهر طرابلس همین مقدار و گویند تا قسطنطنیه دویست فرسنگ باشد
