بخش ۲۵ - صور
ناصرخسرو قبادیانیچون از آن جا پنج فرسنگ بشدیم به شهر صور رسیدیم شهری بود درکنار دریا شیخی بوده و آنجا آن شهر را ساخته بود و چنان بود که باره شهرستان صد گز بیش بر زمین خشک نبود باقی اندر آب دریا بود و باره ای سنگین تراشیده و درزهای آن را به قیر گرفته تا آب دریا در نیاید و مساحت شهر هزار در هزار قیاس کردم همه پنج شش طبقه بر سر یکدیگر و فواره بسیار ساخته و بازارهای نیکو و نعمت فراوان
و این شهر صور معروف است به مال و توانگری درمیان شهر های ساحل شام و مردمانش بیشتر شیعه اند و قاضی بود آنجا مردی سنی مذهب پسر ابوعقیل می گفتند مردی نیک منظر و توانگر و بر در شهر مشهدی راست کرده اند و آن جا بسیار فرش و طرح و قنادیل و چراغدان های زرین و نقره گین نهاده و شهر بر بلندی واقع ست و آب شهر از کوه می آید و بر در شهر طاق های سنگین ساخته اند و آب بر پشت آن طاق ها به شهر اندر آورده اند و در آن کوه دره ای ست مقابل شهر که چون روی به مشرق بروند به هجده فرسنگ به شهر دمشق رسند
