بخش ۲ - فصل اندر ذکر سبب تصنیف این کتاب و نام او
ناصرخسرو قبادیانیابو معین ناصر بن خسرو بن الحارث گوید سپاس خدای را تعالی که یاد کردیم واجبست که اندر تالیف این کتاب سخن گوییم از بهر آنک این کتاب نوست و هرچ حادث شود حدوث او را علتی باشد و هر حادثی را پنج علت لازمست نخست ازو علت فاعله چون درودگر که تخت کند و دیگر علت آلتی چون تیشه و اره و جز آن که صنع این درودگربدان پدید آید و سه دیگر علت هیولانی چون چوب که صنع از درودگر او پذیرد و چهارم علت صوری چون صورت تخت کآن اندر نفس درودگر باشد و پنجم علت غایی که تخت ار بهرآن کنند و آن نشستن پادشاه باشد بر تخت
حکمای دین حق و فلسفه را اتفاقست بر آن که نخستین علت معلولی علت غایی آنست از بهر آنک باز بینی علت تخت بر نشستن پادشاه بزور صنع از درودگر با آلت و از چوب بسبب فرمان پادشاه پدید آید که بر تخت خواهد نشستن پس آخر چیزی که بر مصنوع پدید آید اول علت آن مصنوع باشد و بدین روی گویند حکما این قول معروف را اول الفکر اخر العمل نبینی که نخست اندیشه درودگر آن باشد که شاه را تختی باشد و آخر کارش آن باشد که شاه بتخت برنشیند و چرایی عالم بآخر مردم پدید کند و سپس ازو چیز پدید نیاید گفتند قصد صانع عالم باول این صنع حاصل کردن مرد بود تا از صنعش بآخر مردم پدید آمد
و بجای خویش اندرین کتاب ازین معنی سخن بشرح گوییم که هر کتابی را که تألیف کرده شود همین پنج علت لازم است
