بخش ۲۲ - اندر خواص ماه
ناصرخسرو قبادیانیکسوف شمس بجرم قمر بود بیقین
قمر چو علوی و نورانی از چه گشت چو قار
چرا که نور فرو نگذرد زشمس بماه
چو آبگینه که بیرون گذاشت نور از نار
هر آینه که مه از آبگینه صافی تر
چرا که غوص شعاعش همی بود دشوار
این سؤال چنانست که همی گوید مقرم چو آفتاب بگرد جهان شود از آن باشد که جرم ماه میان زمین و میان آفتاب همی حجاب کند ولیکن همی پرسد که چرا جرم ماه را همی سیاه بینیم بدان وقت و او جوهری عالی و نورانی است و چرا روشنی آفتاب از جرم ماه همی فرو نگذرد چنانک از آبگینه همی فرو گذرد بر وجه شک همی گوید اندر آن که جوهر ماه از آبگینه صافی ترست و چرا آبگینه که بدان صفوت نیست نور آفتاب همی آفتاب همی فرو گذرد و از جرم ماه کزو صافی ترست همی فرو نگذرد سوال این است
جواب طبیعی مرین سؤال را آنست که گفتند اعنیفلاسفه که جرم ماه چو جوهر زمین استو دلیل بر درستی این دعوی آن آوردند که گفتند اجرام افلاک و کواکب صفوتهاء طبایع است که چو طبیعت کلی بآغاز بودش مر هیولی نخستین را بجنبانید هرچ لطافت ازو بالا گرفت تا این کثافت اندر میان آن لطافت بماند چنانک شرح این پیش ازین گفته ایم اندرین کتاب
