بخش ۱۵ - صف یازدهم
ناصرخسرو قبادیانیمزد را بتازی اجر خوانند و بزه را بتازی اثم خوانند و نام مزد آنست اندر میان خلق که چون کسی کاری بکند او را مکافات آن بدهند و آن مکافات را مزد خوانند و لکن نام بزه جز اندر دین رونده نیست و بحقیقت مکافات کاری باشد که ازو شر و فساد پدید آیدو مزد نیز آن باشد اندرین جهان کزو بدان جهان حاصل کننده آنرا ثواب بحاصل آیدو بزه آن باشد که مرخداوند او را بعاقبت عقوبت واجب آید و بزه را نیز وزر خوانند بتازی و خبر است از رسول مصطفی صلی الله علیه و آله که فرمود من سن سنه حسنه فله أجرها و أجر من عمل بها الی یوم القیامه من غیر أن ینقص من أجر هم شیء و من سن سنه سییه فله وزرها و وزر من عمل بها الی یوم القیامه من غیر أن ینقص من وزرهم شیء گفت هر که سنتی نیکو بنهد او را باشد مزد آن و مزد آنک بدان سنت کار کند تا روز قیامت بی آنک از مزد آن کسان چیزی کم شود و هر که سنتی بد بنهد او را باشد بزه آن و بزه هر که بدان سنت کار کند تا رنوز قیامت بی آنک از بزه آن کسان چیزی کم شود و خداوند صلاح را از آن مزد واجب شد که اندر صلاح خیر است و راستی و آبادانی بهبودش که خواست آفریدگار عالم آن است و خداوند فساد را بزه از آن باشد که اندر فساد شر است و خلاف و پراکنده شدن و نرستی و این همه خلاف خواست آفریدگار است و سزاوار راست جوینده خیر و صلاح و موافق مراد آفریدگار عالم بهر نیکی و سزاوار است طلب کننده شر و فساد و مخالف مراد آفریدگار عالم بهر عقوبتی و نیکوکار و بدکردار از هر کسی بدانچ کنند جزا خویش بیابند چنانک خدای تعالی همی گوید قوله ان أحسنتم أحسنتم لانفسکم و ان أستأتم فلها گفت اگر نیکویی کنید مر خویشتن را کنید و گربد کنید مر نفسهای شماراست
