بخش ۲۷ - صف بیست و یکم
ناصرخسرو قبادیانیهر گروهی را از دانایان چه از حکما علم دین و چه از پیشروان علم طبایع و چه از رییسان علم الهی اندر وجود عالم جسمانی سخن است و اندر جواهر عالی و صورتهای عقلی اختلاف کرده اند و ما ازجمله آنچ محصول و مراد و مغز سخنها است بیرون کنیم و باز نماییم جویندگان حق را که برین خوان آراسته ما نشینند با دست شسته به آب پرهیز و معده گرسنه طعام و شراب نفسانی گوییم که آفریده مبدع حق سبحانه جمله بر سه قسم است یکی ازو فوق الزمان است چون عالم الهی و عقلانی و نفسانی کز روزگار برتر است و او را زوال نیست دیگر قسمت آنست که مع الزمان است چون عالم جرمانی و نورانی که روزگار او را پیشی و پسی نیست سیم قسمت آنست که تحت الزمان است- اعنی که زیر روزگار است- و آن عالم جسمانی است پس گوییم که آنچ زیر زمان است از موجودات هم کاین است و هم فاسد اعنی هست شونده است و نیست شونده از بهر آنک اندر جایگاه بودش و نابودش است و آنچ با زمان برابر است از موجودات کاین است و لکن فاسد نیست و آن افلاک و انجم است که گوهر ایشان فساد و تغیر نپذیرد از بهر آنک صورتشان بر هیولی جاکول است و طبایع و موالید فساد پذیرد از بهر آنک هیولای ایشان جاکول است بر صورت ایشان و نیز گوییم که چون جرمانی میانجی آمد میان عالم عقلانی و عالم هیولانی بدان روی که از آن عالم قوت پذیرنده است و بدین عالم رساننده است همچنان میانجی اند که نه برتر از زمانند و نه از زیر زمان بلک با زمان برابرند بر میانجی و نیز نه چون عالم عقلانی اند که نه کاین است و نه فاسد و نه چون عالم هیولانی اند که هم کاین است و هم فاسد بلک بر میانجی اند که کاین است و فاسد نیست و آنچ برتر از روزگار است از موجودات نه کاین است و نه فاسد و آن عالم عقل است که گوهر محض است و اندرو کون و فساد نیست البته
