بخش ۲۹ - جواب
ناصرخسرو قبادیانیاو را گوییم که نخست بباید شناختن که علم بر چند روی است تا سخن بر بصیرت باشد و چون ما مر عالم هیولانی را که حاصل آفرینش ظاهرست شش جانب یافتیم که عین عالم هفتم آن بود دانستیم که فعل بر هفت روی لازم آید نخست ابداعی و آن عقل اول است هستی نه از هست و دیگر انبعاثی چون نفس کلی هستی از هستی دیگر و سدیگر تکوینی اعنی باشیدنی چون افلاک و ستارگان چهارم چون طبایع چهارگانه و پنجم زایشی چون زایشهای عالم کز طبایع پدید آمد و ششم تناسلی چون فعل کز میان نر و ماده پدید آمد و هفتم صناعی چون صنعتها که مردم کنند پس فعل مبدع حق ابداعی است و انبعاثی و مبدع حق فعل زمانی نکند که فعل زمانی را آلت و مادت باید و مر عالم را ابتداء زمانی نیست و لکن ابتداء فکری هست او را و مبدع حق دور است از اندیشه و از صفت اندیشندگان هم کلی و هم جزیی تعالی الله عما یقول الظالمون علوا کبیرا ایزد تعالی مران مؤمن مخلص را بر حق نگاه دارد که این سرهای لطیف و سخنهای شریف را که اندر کیفیت کون عالم مرکب و بسیط بگفتیم از اسرار حکماء و محققان نگاه دارد
