بخش ۳۴ - صف بیست و ششم
ناصرخسرو قبادیانیگوییم که چیزها را که هست اندر عالم دو کناره و میانه است و هر بوده یی را تمامی آن اندر کناره بازپسین اوست چنانک مر چیزها را که اندرو روح است کناره نخستین او نبات است و میانه اش حیوان است و کناره بازپسین او مردم است که بر نبات و حیوان سالار است و تمامی حیوان اندروست پس حال اندر دین همچنین واجب آید از بهر آنک آفرینش مردم از بهر دین بوده است و تمامی مردم اندر دین است و هر که او را دین نیست او ناقص است از بهر آن بود که پیامبران علیهم السلام مر کافرانرا کشتن فرمودند و مثل مردم که دین پذیرفته باشد چون مثل نطفه باشد که به حد قوه مردم باشد چه اگر کسی ده بار مجامعت کند با حلال خویش که هر مجامعتی ممکن بودی که فرزندی بودی وزان ده مجامعت او هیچ فرزند نباشد او را بدان گرفتاری نباشد هر چند که آن نطفه که او مردم بود تباه شد از بهر آنک ناقص بود پس کشتن مردم بی دین برابر است با تباه شدن نطفه و ازو بزه یی نباشد به کشتن او بلک ثواب باشد مر کشنده او را
پس گوییم که مر دین را همچنین سه مرتبت است نخست از او مرتبت نطق است و آن پیغمبریست که شریعت آرد و تألیف کتاب و اعمال کند و خلق را بر پذیرفتن ظاهر آن تکلیف کند و دیگر مرتبت وصایت است که بنیاد تأویل او نهد و مثلها و رمزها را معنی بگوید و خلق را از موج شبهت به خشگی و ایمنی حقیقت برساند و سدیگر مرتبت امامت است که ظاهر و باطن را امام نگاه دارد و خلق را بر اندازه طاقت ایشان از علم تأویل بهره دهد اندر هر زمانی و این کناره باز پسین است اندر دین و تمامی دین اندر امام است
