بخش ۳۹ - صف سی و یکم
ناصرخسرو قبادیانیقاعده آفرینش ای بردار اندر لطایف و کثایف چنان است که لطایف پیش از کثایف بوده است لاجرم اندر زایش های عالم لطایف اندر آخر بودش هر زایشی پدید آید و کثایف اندر اول آن پدید آید چنانک اندر زایش بودنی های رستنی ها نخست شاخ و برگ و خار پدید آید که کثیف است و بآخر کار از نبات بار پدید آید که لطیف است و بار درخت را بر برگ و شاخ ریاستی پیداست که همه فایده ها از درخت سوی او شود و پایداری و عز درخت به بار است و همچنین است حال اندر جانوران که نخست جانوران سخن ناگوی بوده اند وآن وقت مردم آخر همه جانوران پدیده آمده است و برهان این دعوی روشن کرده شده ست اندر گشایش و رهایش لاجرم مردم به آخر پدید آمده ست رییس و سالار همه جانوران است به فرمان خدای تعالی که می گوید قوله الله الذی جعل لکم الانعام لترکبوا منها و منها تأکلون و لکم فیها منافع و لتبلغوا علیها حاجه فی صدور کم و علیها وعلی الفلک تحملون همی گوید خدای آنست کز بهر شما ستوران آفرید تا بر او بر نشینید وزو بخورید مر شما را اندرو فایده هاست و تا بر رسید بر ستوران به حاجتی که اندر دلهای شماست و بر ستور و بر کشتی برنشینید پس چون بدین آیت ریاست مردم بر ستوران همی پدیدآید ظاهر گشت که نفس ناطقه را که مردم بدان مخصوص است بر نفس حسی همان ریاست است که مردم را بر ستور است
