بخش ۴۶ - جواب
ناصرخسرو قبادیانیاو را گوییم که سؤال که کردی نیکوست ولکن مثال که آوردی نه راست است و نگر تا بینی که مردم چون به چشم روشنایی آفتاب نکرد به گونه گون کار راه برد که او را از آن فایده ها باشد و چون چشم فراز کند از گونه گون فایده و بسیار نوع لذتها باز ماند پس از چشم فراز کردن او زیان او را همی دارد نه آفتاب را و به پذیرفتن آن نور و راه بردن سوی کارها از گونه گون نفع و فایده ها سود مرو را باشد نه مر آفتاب را و گر او چشم باز کرد آفتاب بدو عنایتی بیش از آن نکرد که به دیگران کرد و گر چشم فراز کرد عنایت ازو باز نگرفت که او بدان سودی نیافت بلک او چون روی از فایده خویش بگردانید فایده بدو نرسید از آفتاب و آفتاب به حال خویش همی بود و به فایده گرفتن آنکس که از آفتاب منفعت ها بدو رسید و به چشم فراز کردن او از آفتاب فایده های او بریده شود و همچنین به پذیرفتن علم توحید منفعت مر موحد را باشد نه مر توحید را و به تقصیر کردن او اندر آن معنی مضرت او را بود نه توحید را و مضرت و منفعت به بنده بازگردد نه به خدای
و اما جواب آنچه گفتی چون کسی به کوه شود و سنگ شکند خداوند بنا او را نیازارد و نه چیزی دهد آنست که چون این کس از خداوند بنا چیز نیافت بدانچ رنج خویش ضایع کرد مر او را آزردن نبود از خداوند بنا و بدان روی که رنج خویش ضایع کرد عقوبت یافت به نایافتن فایده از آنچ کرد و چون کار نیکو کرد و فایده بیافت آن نشان ثواب بود او را
