بخش ۵۰ - صف سی و هشتم
ناصرخسرو قبادیانیاگر مردم را معاد نبودی که باز شدندی بدان از بهر بیافتن مکافات ابدی تا نیکوکار به ثواب و بدکردار به عقاب رسد آفرینش عالم و آنچ اندرو است بازی بودی از بهر آنک هیچ باطل نشد از آن چیزها که عالم بیرون آورد به تدبیر صانع خویش و ضایع تا شدن چیزها که اندر عالم پدید آمد هم به سبب بودش مردم بود چنانک گوییم اگر مردم نبودی گوهران گداختنی و ناگداختنی نبودی و آنچ از کانها پدید آمد باطل شدی و زو هیچ جانور را فایده نبودی و چیزهای خوشبوی چون مشک و عنبر و کافور و جزء آن همه باطل گشتی و چندین جامها کز ابریشم و از پشم مردم به حاصل کرد همه باطل بودی و گوناگون فایده که مردم گرفت از نبات و از میوه ها و پوستها و دندان و استخوان و سروهای حیوان همه ضایع بودی و چون مردم به حاصل آمد و چندین فایده از آفرینش بگرفت دانستیم که آن همه چیزها آفریدگار از بهر مردم آفریده بود و گواهی داد بر درستی این حال قول خدا تعالی که گفت قوله و هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا
گفت او آنست که بیافرید از بهر شما هر چه اندر زمین است به جملگی و چون همه منافع عالم به مردم پدید آمد و مردم بر مثال دیگر حیوان بزیست اگر او را بازگشتن نباشد این فضل که مردم را بود بر جملگی آفرینش تا از همه چیزی فایده گرفت ضایع شود یا بایستی که این شریفتر آفرینش که مردم بود ضایع شدی پس لازم آمد که معادی باشد مردم را بی فناء
