بخش ۹۸ - صف هفتاد و ششم
ناصرخسرو قبادیانیگوییم همچنانک صورت بر دو نوع است یکی جسمانی کثیف و یکی روحانی لطیف فایدهای طبیعی از افلاک و کواکب بزایشهان عالم پیوسته است که قرارگاه آن مرکز زمین است و فایدها به حرکت دایم پیوسته است تا صورتهای طبیعی شخصی بدان پدید آمده است و فایدهای عقلی به نفس به سکون دایمیت که نفس از عقل همی پذیرد تا پدید آید بدان صورتهای روحانی دایم و آن فایده کز عقل به سکون دایم پذیرفت بیشتر از آن فایدها بود که مر آنرا آمیخته پذیرفت به چیزهای طبیعی که آنرا زوال و پراکندن است و آن فایدها که آمیخته بود به چیزهای طبیعی نفس را بر بقاء آن ایمنی نبود از بهر آنک مران را حرکت بود و چیز متحرک پایدار نباشد وزین سبب افتاد اختلاف بسیار اندر راههای خردمندان که علم ها بیرون آوردند بنفسی که آن به طبیعت پیوسته بود و با او آمیخته و مر نفس را قوت اندر بیرون آوردن علم بر مقدار سکون او باشد با عقل و بر مقدار شدن او از چیزهای طبیعی و هر نفسی که دانش پاکیزه تر پذیرد و از آلایش طبیعت مر عقل او را ثبات بیش نباشد و زوال کمتر پذیرد و هر نفسی که سکون از عقل کمتر پذیرد و به چیزهای طبیعی متحرک پیوسته باشد فایده او باثبات کمتر باشد و زوال زودتر پذیرد و هر نفسی که بسکون عقلی تمام پذیرد فایدهای عقلی را بپذیرد پذیرفتنی بی زوال و ایشان مویدان باشند از بندگان ایزد سبحانه و حکماء گفته اند که میل کردن به چیزهای طبیعی دور شدن است مرو را از فایدهای عقلی و میل کردن نفس به طبیعت سبب بدبختی است مرورا با و باز آوردن عقوبت جاویدی و میل کردن نفس به عقل دور شدن است مرورا از نقصان طبیعت و نزدیک بعلت خویش که آن عالم ابداع است و میل کردن نفس بعقل سبب تمامی نفس باشد و حاصل شدن راحت ابدی و سرور عقل و ثواب الهی مراورا ایزد تعالی ما را رغبت دهاد اندر طلب کردن مر عالم عقلی را و پرهیز دهاد ما را از طبیعت هلاک کننده و آلایشهای پلید او
