بخش ۱۰۹ - صف هشتاد و پنجم
ناصرخسرو قبادیانیاگر هیچ چیز از آفریده بآفریننده مانستی واجب آمدی که آن چیز نه از چیزی توانستی کردن چنانک ایزد تعالی و چیزی که مرو را به چیزی دیگر ماننده نباشد فرو ماند از کردن فعلی مانند فعل آن چیز که ازو برتر است ای مانند بدو و دلیل بر درستی این قول آنست که نفس ستور را مانندی نیست به نفس مردم از آنچ نفس مردم سخن گوی است و نفس ستور سخن گوی نیست لاجرم مرد صناعتها کند گوناگون که ستور از آن فرو مانده است و هیچ روی از رویهای نتواند همی کرد صنعت گشتن و نه بر آن محیط شدن بدان سبب که نفس مردم را به نفس ستور ماننده نیست پس اگر هیچ آفریده بآفریدگار حق ماننده بودی نتوانستی نه از چیزی چیزی کردن و پدید آوردن و چون هیچ چیز نمی یابیم از لطیف و کثیف که او نه از چیزی چیزی توانست پدید آوردن و نیز هیچ کس واقف نتوانست شدن بر چگونگی پدید آوردن چیزی نه از چیز دانستیم که هیچ چیز از لطیف و کثیف ماننده نیست بمبدع حق به هیچ روی از رویها تعالی الله الملک التحق المبین
