شمارهٔ ۴۷
نشاط اصفهانیمهی امشب مگر در خانه ماست
که عالم روشن از کاشانه ماست
به آبادی مبر ای خواجه رنجی
ببین گنجی که در ویرانه ماست
ملامت ها که بر من کردی امروز
روا بر ناصح فرزانه ماست
بگو با عاقلان زنجیر زلفش
نصیب این دل دیوانه ماست
به هرجا شمع او مجلس فروز است
سزای سوختن پروانه ماست
نه هر آبی نشاط انگیز باشد
شرابی جو که در میخانه ماست
